213.رفتیم دکتر
دیشب تا صبح بیدار بودی و کاملا شنگول! خوابت نمیومد انگار اصلا! خلاصه صبح شال و کلاه کردیم و بابا ما رو برد خونه ی مامانی ... بنده خداها کله ی سحر همه شون بیدار شدن ... آخه قفلهاشون رو عوض کردن و هنوز کلید نداریم وگرنه خوب اینجوری بیدارشون نمیکردیم:) خلاصه که من خوابیدم و شما شدی نی نی مامانی:)
اولش که یه عالمه وقت با دایی اشکان بازی کردی و بعد کلی مامانی باهات بازی کرد تا بالاخره تصمیم گرفتی بخوابی! 11:30 بغلت کردم و رفتیم مطب دکتر ... هیچی دیگه چون واگیرداره مریضیت بدون نوبت رفتیم تو ... دکتر گفت مامانش من که بهت گفته بودم اینجوری میشه ... چرا ترسیدی؟؟؟ ولی خوب شد بردمش چون آنتی بیوتیک هم بهت داد دکتر ... الان سفالکسین میخوری هر 6 ساعت 3 سی سی و محلول کالامین دی برات میمالم ... احتمالا با دیفن هیدرامین نیز مشکلی که با شربت سرماخوردگی داشتی داری! امشب بهت نمیدیمش ببینیم چی میشه! شب هم نصف قرص زادیتن داری دخترک :(
الهی برات بمیرم که دست و پات پر از تاول شده:( تازه تو حلقت رو هم دیدم که ای کاش نمیدیدم:(( خیلیییییییییییییی بدجور بود ...
زود خوب شو مامانی:*


213.رفتیم دکتر
